- 1405/07/26 - 10:21
- زمان مطالعه : 3 دقیقه
- /ZrN7
وبدا - زنجان
دکتر فراستخواه در دومین رویداد C.talk : باید در دل آشوب و عدم قطعیت، زندگی را احیا کنیم
دکتر مقصود فراستخواه، صاحبنظر، پژوهشگر و نویسنده برجسته جامعه شناسی، برنامهریزی توسعه و آموزش عالی، با تأکید بر لزوم بالا بردن تحمل ابهام در شرایط عدم قطعیت، راه برونرفت جامعه از تنگناها را فهم ارزش "لحظهی اکنون"، تکیه بر تفکر انتقادی و آفرینش نظمهای خودجوش از دل پیچیدگیها دانست.
پایگاه خبری وبدا-زنجان، دکتر فراستخواه در دومین رویداد C.talk که عصر شنبه 25 مهر با حضور چهرههای علمی، فرهنگی و دانشگاهی و به همت معاونت تحقیقات و فناوری دانشگاه علوم پزشکی زنجان، در مرکز همایشهای بینالمللی روزبه برگزار شد، با بازخوانی مفهوم عدم قطعیت و پیوند آن با تابآوری ذهنی گفت: اجازه دهید مسئله مواجهه با زندگی و عدم قطعیت را به "تحمل ابهام" بازگردانم. اینکه ما چقدر ظرفیت پذیرش ابهام، ریسک و کار در شرایط نااطمینانی را داریم. تفکر انتقادی، درک پیچیدگی و داشتن ذهنی چندبعدی، یک کیفیت انسانی است که همچون فرموده ارسطو—که نِینواز با نواختن، نِینواز میشود و معمار با ساختن، معمار میگردد—از دل عمل، خطا، آزمون و تکرار انباشت میگردد.
وی با استناد به نظریات استوارت کافمن، زیستشناس نظری و صاحب کتاب At Home in the Universe، به مفهوم "نظم رایگان" اشاره کرد و افزود: انسانهایی که توان زیستن در شرایط عدم قطعیت را دارند، قادرند در لبهها و مرزهای آشوب، نظمهای خودجوش و درونزا خلق کنند. همانطور که نخستین نشانههای حیات سلولی و تکامل خاک توسط باکتریها در دل آشوب کیهانی شکل گرفت و به زایش اکوسیستمها انجامید، زیست انسانی نیز حاصل تابآوری و خلق ساختارهای نو در میانه نایقینیهاست.
این استاد دانشگاه با اشاره به شرایط امروز ایران و تعبیر «عصر خستگی» اظهار کرد: جامعه ایران امروز در عصر خستگی خویش به سر میبرد اما درست در همین نقطه است که نیازمند بازآفرینی امید و احیای زندگی از دل نااطمینانیها هستیم. یکی از کلیدیترین شروط زیست در عدم قطعیت، فهم ارزش لحظه اکنون و توجه به زمان حال است؛ رویکردی که فیلسوفانی چون مارکوس آئورلیوس نیز بر آن صحه گذاشتهاند و بر این باور بودند که زمان اکنون، تنها سرمایه قطعی ما برای اصلاح، تصمیمگیری و آغاز حرکت است.
وی در ادامه با مروری بر میراث فرهنگی و تاریخی ایران تصریح کرد: توجه به "دم" در اندیشه حکیم عمر خیام و مفهوم "ابنالوقت بودن" در جهان عرفانی مولانا و حافظ، شاهدی بر همین توانمندی تاریخی ماست. حافظ در پرآشوبترین دوره تاریخی شیراز—که بر اساس گزارش کتب تاریخی نزدیک به آن زمان، سراسر ناامنی، محاربه و بسته شدن بازارها بود—از همان "زلف پریشان" و آشفتگی زمانه، جهانی از معنا و نظمی زاینده آفرید که قرنهاست آرامبخش خلوت و جلوت ماست. تأسیس نهادهای پیشرویی چون "دانشگاه تحصیلات تکمیلی علوم پایه زنجان" نیز نمونهای عینی از خلق نظمی درخشان از دل پیچیدگیها و عدم قطعیتها به شمار میرود.
دکتر فراستخواه در بخش دیگری از سخنانش به تجربه زیستمحیطی و اقتصادی ایرانیان اشاره کرد و گفت: تمدن ما متکی بر کشاورزی دیم و تمدن کاریزی (قنات) بوده است. نیاکان ما با چشم دوختن به آسمانِ نامطمئن و حفر صدها هزار کیلومتر کاریز در دل سنگ و تاریکی زمین، با نایقینیِ طبیعت کلنجار رفتند و تمدنی پایدار را سرریز کردند.
این پژوهشگر پیشکسوت در پایان با اشاره به ذات پویا و غیرقطعی پژوهش علمی خاطرنشان کرد: علم مجموعهای از روشهای معین با نتایجی نامعین است. پژوهشگر هرگز از آغاز نمیداند به چه دستاوردی خواهد رسید؛ اما لحظه زایش ایده و کشف حقیقت (لحظهی "آهان") در بطن همین تقلاها و نااطمینانیها رخ میدهد و باید بیتردید و امیدوارانه در پی حقیقت و بازسازی مسیر دوید.
نظر دهید