• 1405/07/27 - 12:56
  • - تعداد بازدید: 46
  • - تعداد بازدیدکننده: 44
  • زمان مطالعه : 4 دقیقه
  • /ZYN7
وبدا - زنجان

روایت بانوی پارالمپیکی ایران از زندگی در دل «عدم قطعیت» در دومین رویداد C.talk : از تخت بیمارستان تا مدال طلای آسیا

رقیه شجاعی، قهرمان پاراتیراندازی آسیا و عضو تیم ملی پارالمپیک ایران، در دومین رویداد C.talk  با موضوع «عدم قطعیت»، به روایت داستان پرفرازونشیب زندگی خود پرداخت. روایتی از فقدان‌های سنگین، تصادفی که مسیر زندگی‌اش را تغییر داد، و ایستادن دوباره با تکیه بر هدف، ورزش و امید.

رقیه شجاعی سیتاک عکس1

پایگاه خبری وبدا-زنجان، شجاعی در دومین رویداد C.talk  با موضوع "عدم قطعیت" صحبت‌های خود را با نگاهی به دو دوره متمایز زندگی‌اش آغاز کرد و گفت: زندگی من در دو دوره رقم خورد؛ دوره‌ای که روی پای خودم می‌ایستادم و دوره‌ای که درس‌های بزرگ و عمیقی از شرایط جدید گرفتم. در دوران نخست، روزگار سختی داشتم. پدر و برادرم را از دست داده بودم و همزمان با تحصیل، در سه حیطه کاری فعالیت می‌کردم. من در آن دوران ،ساعت ۵:۳۰ صبح بیدار می‌شدم و تا حدود ساعت ۹ شب کار می‌کردم. شرایط آسانی نبود، اما تنها انگیزه من در آن روزهای پرکار، دلگرمی و امیدواری مادرم بود.

 

نقطه عطف تاریک؛ تصادف، از دست دادن خواهر و شروع ویلچرنشینی

این قهرمان پارالمپیکی با اشاره به حادثه سرنوشت‌ساز سال ۱۳۹۲ گفت: در سال ۱۳۹۲ برای درمان تخصصی خواهرم راهی تهران شدیم، اما متأسفانه در بین راه تصادف کردیم. شدت جراحات به حدی بود که دست، کمر، ستون فقرات و لگن من دچار شکستگی شدید شد. حال خواهرم نیز وخیم بود و پس از چندین جراحی‌ پیچیده، در آغوش مادرم از دنیا رفت.

 

شجاعی افزود: دو ماه تمام روی تخت افتاده بودم و فقط سقف را می‌دیدم؛ توان حرکت نداشتم و ثانیه‌ها به اندازه سال‌ها برایم طولانی می‌شدند. در آن دوره تاریک، روزی با مادرم تصمیم گرفتیم کاردرمانی و فیزیوتراپی خارج از منزل را شروع کنیم؛ روزهای اول حتی هدایت ویلچر را بلد نبودیم و هر جا می‌خواستیم صاف برویم، کج می‌رفتیم. اما در همان شرایط سخت بود که به جای پرسیدنِ "بعدش چه می‌شود؟"، از خودم پرسیدم: "الان باید چه کار کنم؟"

 

تولد دوباره با ورود به دانشگاه و دنیای ورزش قهرمانی

این بانوی قهرمان با بیان اینکه آشنایی با کتاب‌های روانشناسی راننده‌اش مسیر زندگی‌اش را تغییر داد، افزود: ورود به دانشگاه برای من حکم تولد دوباره را داشت؛ جایی که باید تصویر ذهنی نابودشده‌ام از خودم را بازسازی می‌کردم و یاد می‌گرفتم چگونه با دنیا ارتباط برقرار کنم. در سال ۱۳۹۶ وارد دنیای ورزش تیراندازی شدم. پس از سه ماه تمرین، دو مدال قهرمانی کسب کردم و به تیم ملی راه یافتم. حمل سلاح بزرگ، ویلچر ورزشی و چمدان‌ها، و بالا رفتن از پله‌های اتوبوس با شرایط خاص جسمی آسان نبود؛ نگاه‌های دیگران اذیتم می‌کرد، اما با خودم عهد بستم که به جای تمرکز بر نگاه آدم‌ها، برای هدفم بجنگم.

 

او از موفقیت‌های ورزشی‌اش به عنوان پاسخی به عدم قطعیت‌ها یاد کرد و گفت: در نخستین مسابقه قهرمانی جهان در کرواسی، جزء فینالیست‌ها قرار گرفتم و ششم شدم. پس از آن، زمان کمی تا بازی‌های پاراآسیایی ۲۰۱۸ جاکارتا داشتیم که خوشبختانه توانستم به مدال طلای آسیا برسم. حضور در مسابقات جهانی مختلف و دو دوره بازی‌های پارالمپیک، از بزرگ‌ترین افتخاراتی است که تا امروز کسب کرده‌ام.

 

ثابت کردن "توانستن" در سایه عشق و امید

شجاعی در ادامه از سخت‌ترین خبر زندگی‌اش یعنی بیماری مادر و چالش‌های زندگی مشترک گفت: مادرم نگران آینده من بود و اصرار داشت ازدواج کنم. با کمک اساتیدم با همسرم آشنا شدم؛ کسی که شرایط جسمی او نیز مشابه خودم بود. خیلی‌ها نگران بودند که دو فرد با شرایط آسیب نخاعی چطور می‌توانند زندگی مشترک داشته باشند، اما ما بعد از ۸ سال به همه ثابت کردیم که "می‌توانیم". حتی پس از ازدواج، تصمیم گرفتیم به خانه مادرم برویم تا هر دو با هم تا آخرین روز حیاتش از او پرستاری کنیم. در همان شرایط سخت پرستاری از مادر، درسم را خواندم، مسابقاتم را رفتم و پایان‌نامه‌ام را با موضوع توانمندی معلولان و افراد نخاعی به مقاله‌ای علمی تبدیل کردم.

 

چشم‌انداز آینده؛ فتح قله‌های علمی و ورزشی

بانوی افتخارآفرین ورزش ایران در پایان با قدردانی از همراهی همسرش خاطرنشان کرد: مادرم رفت، اما به من آموخت که سختی‌ها و غصه‌ها برای همه هست؛ مهم این است که چگونه از دل این بحران‌ها برای رشد و ساختن انگیزه استفاده کنیم. ما در میان تمام عدم قطعیت‌های زندگی باید طوری قدم برداریم که وقتی به عقب نگاه می‌کنیم، پشیمان نباشیم. امروز هدف‌های بزرگتری دارم؛ کسب مدال در مسابقات المپیک و ادامه تحصیل در مقطع دکترای روانشناسی. زندگی ادامه دارد و ما برای ساختن آینده‌ای روشن، پابرجا ایستاده‌ایم.

 

پایان‌بخش این روایت تاثیرگذار، ادای احترام  پرشور حاضران در سالن بود که با چشمانی منقلب و قلبی مالامال از تحسین، از جای خود برخاستند و دقایق متمادی این قهرمان اراده و امید را به گرمی تشویق کردند.

  • گروه خبری : اخبار وب دا,اخبار ویژه,اخبار عملکردی,معاونت تحقیقات و فناوری
  • کد خبر : 5756
کلمات کلیدی
سودابه باقری
خبرنگار

سودابه باقری

نظرات

0 نظر برای این مطلب وجود دارد

نظر دهید